باز هم اسباب كشي كردم به اينجا →
Archive for the ‘café’ Category
در رد یک تیوری قدیمی
ژوئن 10, 2007امروز دقیقآ در ساعت 10:47 دقیقه ی بامداد برای یکی از قدیمی ترین تیوریهای دنیا مثال نقض پیدا شد . دکتر در حالی که بی خوصله سرش رو پایین انداخته بود و تو نسخه خط خطی می کرد گفت : سردردهات به خاطر معده اته …. و بعد کلی درباره ی اسپاسم معده ام و اینکه چقدر حساسه و … حرف زد و من متوجه شدم که برخلاف اون چیزی که سالیان ساله که می گن گوز به شقیقه ربط داره حتی در شرایط تحت الفظی اش!
شعر بند تنباني
می 30, 2007چه كسي دزديده
بند تنبانم را؟
لازمش دارم من
تا بدان باز بخوانم بر تو
شعر بلند بودن
و سرود هستي
و بگويم من فاش
كه در اين گنبد دوار زمين
هيچكس با شلوار
نتوانست بگويد شعري
بند تنبانم كو؟
پس بياريدش زود
مژدگاني خواهم داد
به تو اي يابنده
بند تنبانم را!!
Deconstructive
می 28, 2007تو اينهمه صداي بوق و گاز دادن و صداي ديس ديس ضبط ماشينها كه صداي جتهاي مسافربري هم گاهي همراهيشون مي كنه از يه جايي صداي گوسفند مياد . شايد آخرين ناله هاي زندگيه بين اينهمه صداهاي نامربوط
miracle blade II
می 24, 2007پيامبران هم معجزه را تنها براي نمايش و اثبات خود به كار مي بردند . هيچ رسولي معجزه اي كاربردي براي اينكه دردي از دردهاي بشرت كم كند را رو نكرده ! پس بياييم در زندگي عرفي بنگريم و هيچ گاه انتظار معجزه نداشته باشيم چون جتي اگر اتفاق بيافتد هيچ بدرد نمي خورد .
پي نوشت: اگه بازي شموشك نوشهر و صنايع اراك رو مي ديدم كمتر حوصله ام سر مي رفت تا بازي فينال جام باشگاههاي اروپا!
پي نوشت 2: دقت كرديد گتوزو چقدر شبيه برادران حزب الله ؟ استعدادهاش به هدر رفته وگرنه فيلم ساز خوبي ميشد
Period of the time
می 21, 2007SMS : بالاخره پريود شدم !
….. يه نفس راخت كشيدم !. واقعآ زندگي به چه چيزهاي احمقانه اي وابسته است هيچوقت فكر نمي كردم از پريود شدن دوست دخترم اينقدر خوشحال بشم …! تف به اين زندگي بي معنا
پي نوشت: بي بي چك وسيله ي مناسبيه فقط اگه دل و جرات استفاده ازش رو داشته باشي
از بچهي خوب به بچهي بد!
می 14, 2007هر بچه اي كه براي پيدا كردن چيزي كه مي خواهد زمين و زمان را بهم مي ريزه مي گن عجب بچه ي باهوش و خودكفايي اما بچه اي كه خيلي منطقي از مادر و پدرش مي پرسه كه اون چيز كجاست بهش مي گن دست و پا چلفتي خنگ!!
playboy ketchup
می 2, 2007كاش شركتهاي توليد سس يك نفره بسته بندي رو از شركتهاي كاندوم سازي ياد مي گرفتند و مي شد بسته هاي اونها رو هم مثل بسته ي كاندوم به يك ضرب باز كرد و مجبور نمي شدي پدر دندونت رو دربياري و اخرش هم لكه هاي سس روي لباست بمونه !