سپتامبر 19, 2007 by ابوذر
باز هم اسباب كشي كردم به اينجا →
باز هم اسباب كشي كردم به اينجا →
امروز دقیقآ در ساعت 10:47 دقیقه ی بامداد برای یکی از قدیمی ترین تیوریهای دنیا مثال نقض پیدا شد . دکتر در حالی که بی خوصله سرش رو پایین انداخته بود و تو نسخه خط خطی می کرد گفت : سردردهات به خاطر معده اته …. و بعد کلی درباره ی اسپاسم معده ام و اینکه چقدر حساسه و … حرف زد و من متوجه شدم که برخلاف اون چیزی که سالیان ساله که می گن گوز به شقیقه ربط داره حتی در شرایط تحت الفظی اش!
چه كسي دزديده
بند تنبانم را؟
لازمش دارم من
تا بدان باز بخوانم بر تو
شعر بلند بودن
و سرود هستي
و بگويم من فاش
كه در اين گنبد دوار زمين
هيچكس با شلوار
نتوانست بگويد شعري
بند تنبانم كو؟
پس بياريدش زود
مژدگاني خواهم داد
به تو اي يابنده
بند تنبانم را!!
تو اينهمه صداي بوق و گاز دادن و صداي ديس ديس ضبط ماشينها كه صداي جتهاي مسافربري هم گاهي همراهيشون مي كنه از يه جايي صداي گوسفند مياد . شايد آخرين ناله هاي زندگيه بين اينهمه صداهاي نامربوط
پيامبران هم معجزه را تنها براي نمايش و اثبات خود به كار مي بردند . هيچ رسولي معجزه اي كاربردي براي اينكه دردي از دردهاي بشرت كم كند را رو نكرده ! پس بياييم در زندگي عرفي بنگريم و هيچ گاه انتظار معجزه نداشته باشيم چون جتي اگر اتفاق بيافتد هيچ بدرد نمي خورد .
پي نوشت: اگه بازي شموشك نوشهر و صنايع اراك رو مي ديدم كمتر حوصله ام سر مي رفت تا بازي فينال جام باشگاههاي اروپا!
پي نوشت 2: دقت كرديد گتوزو چقدر شبيه برادران حزب الله ؟ استعدادهاش به هدر رفته وگرنه فيلم ساز خوبي ميشد
SMS : بالاخره پريود شدم !
….. يه نفس راخت كشيدم !. واقعآ زندگي به چه چيزهاي احمقانه اي وابسته است هيچوقت فكر نمي كردم از پريود شدن دوست دخترم اينقدر خوشحال بشم …! تف به اين زندگي بي معنا
پي نوشت: بي بي چك وسيله ي مناسبيه فقط اگه دل و جرات استفاده ازش رو داشته باشي
درحالي كه همه منتظر بالا گرفتن رويارويي ايران و امريكا تا حد يك برخورد نظامي بودند و در حالي كه دو طرف نيروهاي خود را به حال اماده باش درآورده بودند ناگهان همه چيز حالت ديگري به خود گرفت مقامات امريكايي بازي را عوض كردند . صحبت از راههاي ديپلماتيك وجه اصلي گفتمانشان شد و نرمشي خاص در رفتارشان پديد آمد .آنها سعي كردند افكار جهاني را كه نوعي حساسيت به مقوله ي جنگ دارد را به همراه خود كنند . اولين دستاورد ان هم اين شد كه ايران را وادار كنند كه به پشت ميز مذاكره با امريكا بنشيند و تابوي 28 ساله را بشكند هرچند مذاكره تنها درباره ي عراق باشد اما بايد گفت كه ماسك ضد امپرياليستي ديگر فرو افتاد. اين ژست ديپلماتيك جديد امريكا از طرفي ايران را از تبليغات ضد جنگ محروم و از طرف ديگر رقباي دموكرات را خلع سلاح مي كند. اما در عين اين ظاهر سازي معصومانه به تقويت نيروهاي خود در خليج فارس مي پردازد تا هم به ايران نشانهي عيني جدي بودن بدهد هم براي كشورهاي عربي قوت قلبي باشد. از سوي ديگر ايران را در آستانه سومين فطعنامه بر عليه اش قرار داده و توانسته نيروهاي بين المللي را به نفع سياستهاي خود بسيج كند . اما از آن طرف در ايران بعد از خاتمي نظام سناريوي جهش اتمي را به اجرا درآورد كه در آن درگيري نظامي نقش بزرگي بازي ميكرد . همگي آماده بودند . تركيب هيات دولت نوع تصميمات لابي اصولگرا در مجلس انتصاب نيروهاي امنيتي به مشاغل مهم مملكتي همگي خبر ازآمادگي براي مقاومت تا نقطهي غير فابل بازگشت مي داد. آنها ميانديشدند كه چه كسي حاضر است با كشوري كه نيروي اتمي دارد رو در رو شود . داشتن اين تكنولوژي به خودي خود انقدر مهلك و خطرناك هست كه احتياجي به بمب اتمي نيست كافي است يكي از استشهاديون مقدار بسيار اندكي از ايزوتوپهاي فعال با نيمه عمر بالا را در يكي از خيابانهاي شلوغ برلين پاريس نيويورك يا هر جاي ديگر قرار دهد تا هزاران نفر را آلوده كند. اما ماجرا اينگونه نشد با گذشت زمان ناكارامدي مجموعه ي جديدي حكومت بيشتر نمايان مي شود اعتراضهاي عمومي مردم از معلم گرفته تا كارگر تمام ايران را فراگرفته و مانند گذشته اعتراضات تنها در دانشگاهها خلاصه نمي شود . رفتار قهرآميز با لردهايي چون رفسنجاني و كروبي و … باعث شد كه انها نيز فاصله ي خود را از اين گروه حفظ كنند . در اين ميان حكومت راهي جز حركات پوپوليستي مانند طرح امنيت اجتماعي و … ندارد تا بتواند روحيه ي نيروهاي وفادار به خود را حفظ كند و نشان دهد كه هنوز در ايران چه كساني با چه عقايدي رييس هستند. اما ديگر كسي حاضر به شرط بندي روي اين اسب پير نيست مگر همان دايره ي كوچك خواص كه هر روز كوچكتر ميشوند.
هر بچه اي كه براي پيدا كردن چيزي كه مي خواهد زمين و زمان را بهم مي ريزه مي گن عجب بچه ي باهوش و خودكفايي اما بچه اي كه خيلي منطقي از مادر و پدرش مي پرسه كه اون چيز كجاست بهش مي گن دست و پا چلفتي خنگ!!
كاش شركتهاي توليد سس يك نفره بسته بندي رو از شركتهاي كاندوم سازي ياد مي گرفتند و مي شد بسته هاي اونها رو هم مثل بسته ي كاندوم به يك ضرب باز كرد و مجبور نمي شدي پدر دندونت رو دربياري و اخرش هم لكه هاي سس روي لباست بمونه !